رادوینرادوین، تا این لحظه: 14 سال و 4 ماه و 19 روز سن داره

یکی یکدونه مامان

از کجا شروع کنم

سلاااااااااااام به دوستای مهربون      نمیدونید وقتی صفحه نی نی وبلاگ رو باز کردم بعد از چند ماه چه حالی شدم .  اینجا برام پر از خاطرهای خوب  و بد بود و کلی دلم براش تنگ شده بود .   واقعا نمیدونم از کجا شروع کنم   رادوین داره روزهای شیرین زندگی رو طی میکنه و من و بابای همچنان در حال لذت هستیم از وجود عشق زندگیمون       دلم برای تک تکتون یه ذره شده . برای فرشته های دوستد اشتنی . و برای خودتون  که چقدر دوستهای خوبی برام بودید .  بعد از اینکه کار مغازه رو شروع کنیم به شدت درگیر مغازه و فروش اجناس و خلاقیت در فروش  همش در کانالهای مختلف دنبال راهکار ..... خلا...
28 تير 1395

44 ماهگی عشق زندگی ما

رادوین نازنیم   به تو سوگند  به راز گل سرخ سوگند  و به پروانه ایی که در عشق فنا میگردد  زندگی زیبا نیست  انچه زیباست تویی تو که اغاز من و لحظه  پایان منی     نازنین پسر من  44 ماهگرد رو با تولد بابا حسین  (پدر شوهری )    رو بایه جشن خونوادگی    گرفتیم . صبح به مامان و خاله نگین و بابا حسن اطلاع دادم که ماهگرد رادوین هست و تولد پدر شوهری  شام تشریف بیارید  منزل ما . اینگونه شد که یه مهمونی  دور هم گرفتیم      اون شب رادوین  مثل همیشه مهمون دیده بود و ذوق زده شده بود  و رفت تو اتاق &...
16 بهمن 1394

کریسمس و 43 ماهگی رادوینم

اغاز سال 2016 میلادی رو به همه مسیحی های دنیا تبریک میگم   پسر  یکی یک دونه من داره بزرگ و بزرگ تر میشه و  هر روز در حال کشف تازه ایی از این زندگی هست و من و احسان  ناباورانه  با عشق و غروز و لذت در حال تماشای این سیر تکامل هستیم   دیشب جشن کریسمس دعوت بودیم.  رادوین در حال بررسی درخت        شب خیلی خوبی در کنار دوستان گذروندیم  و رادوین هم در حال ژست گرفتن بود و کلی برامون رقصید  میپرید بالا پایین وو خوشحالی میکرد    رادوین همین که دوربین رو ببینه شروع میکنه به ژست گرفتن  البته اگر  در حالت خوش اخلاقی ب...
11 دی 1394

خوشبختی یعنی همین و به همین سادگی هست

 خدایا به آسمانت بگو  تا میتواند برفهایش را به زمین هدیه کند  انقدر که بشود ادم ساخت !! فقط آدم حتی  برفی و سرد ..... آدمهایی که تو ساختی عهد شکنند!         یکی یکدونه نومینا  عزیز دردونه نومینااا اا.   وجودت برام پر از عشقه پر از  خوشبختیه    کاش میشد از دوست داشتن هم عکس میگرفت            پسر نازگلم چند روز بود که سرماخورده بود و بی حال افتاده بود       خداروشکر زودی بهبود پیدا کرد و پش...
16 آذر 1394

سفر به استانبول

پسرم / شاهم / بزرگم ٬ آرامشم ٬ پنبه ی نرم و نازکم .... نفسم .... امید و جوونی نومیناااااااااا و بابا یی.... قدرت جسمی و روحی من  آبی من . سبز من .  سبز بمونی پسرم . امروز 42 ماهگی رادوین عزیزمه   احساساتش خیلی قوی تر از قبل شده   روزی 50 بار میگه نومیناااااااااا عاشقتم و دوستت دارم  و با اون دستهای کوچولوش صورتمو میگیره و بهت زول میزنه میگه  دوستت دارم . چند روز پیش برای خواب ظهر رادوین رو اماده میکردم و براش داستان میگفتم تا اینکه دستهای من و گرفت و تو چشمهام زول زد و با نگاهای معصومانه اش   من رو غرق احساسات کرد  و گفت نومیناااااااااا عاشقتم &nb...
9 آذر 1394

همه چیز در هم

  اگر کسی رو دیدیم که از کوچکترین چیزها لذت میبره  و محو طبیعت میشه و کمتر سخت میگیره و میبخشه میخندد و میخنداندو با خودش در یک صلح درونیست او نه بی مشکل است  نه بی مغز  او طوفانهای هولناکی رو پشت سر گذاشته و قدر انچه را که امروز دارد را میداند  او یاد گرفته  که  لحظه لحظه  زندگی را در اغوش بگیره            وقتی مادر که شدی  باید خودت رو فراموش کنی ....یعنی مهم نیست حال خوبه یا نه .تو باید حال صورتت خوب باشه .....یعین مهم نیست خسته ایی یا از پا داری می افتی  تو باید سرپا باشی و قویی..  یعنی مهم نیست که فکرت مشغوله  ...
16 آبان 1394

در آستانه 41 ماهگی

سلامممممممممممم عشق مامان   رادوین  من شازده کوچولو زندگی من  داره وارد سه سال  و 5 ماهگی میشه    عاشق اواز خوندن هست   صبح زود ساعت 7  از خواب ناز که بیدار میشی  و بابا احسان رو راهی میکنی و  بعد از اون شروع میکنی بلند بلند برای مامانش  نومینااااااااااااااااا  اواز خوندن  وقتی صدای قشنگت تو خونه  میپیچه   کلی لذت میبرم  چچچچش چچچچچچچش  دو ابلو      دماغ و دهن یه گلدوو          چووووووب چوووووووب یه گلدن  اینم  یه گلدی تن         دست دست  دوتا دست    ...
5 آبان 1394

40 ماهگی فرشته مهربونم

وقتی حس میکنم  جایی در این دنیای خاکی  تو نفس میکشی و من از همان نفسهایت نفس میکشم   اروم میشم   تو باش هوایت !بویت ! برای زنده ماندنم کافیست          عشق مامان   این روزها     حسابی مثل قبل شیرین زبونیش ادامه داره . سوالاتش تمومی نداره  هر روز بالای 30 بار از ما سوال میپرسه ؟   خونمون چه رنگی هست ؟  چرا یخ  سرد هست ؟ بعد بهش توضیح دادیم  وقتی  اب یخ بزنه   سرد میشه  و دستمون سرد میشه  .بعد دوباره رادوین میپرسه چرا دستمون سر میشه ؟ و  چرا  ما باید بخوابیم ؟ چر...
12 مهر 1394

شروع پاییزی دیگر

سفید شدن برگ درختان چه پیامی دارد جز عشق پاییز دیگری در راه هست پاییزی نو .با همه دلگیری که پاییز داره من دوستش دارم . تابستان هم با همه قشنگیش  تموم شد و وارد فصل جدید  شدیم .  خداروشکر تابستون خوبی  رو پشت سر گذاشتیم .  امسال بخاطر کلاس های خودم و احسان نشد خیلی بتونیم سفر بریم          اینجا الموت نرسیده به رجایی دشت هست و ما هر سال سالگرد  درخواست بابایی برای ازدواج  رو میریم اینجا و عکس میگیریم   اخه بابایی  درخواست ازدواجش رو دوست داشت یه جای خاص و تک درخت باشه و و یادم 5سال پیش  ظهر روز جمعه  وقتی این  تک ...
28 شهريور 1394

در آستانه 39 ماهگی

خوشحالم که اینجا هست تا من بعضی چیزها رو یادم نره، هر چند اینجا فقط قسمت کوچیکی از خاطراتِ رادوین  ثبت می شه اما من به همینم راضیم ، ضمن اینکه تو این مدت دوستانی پیدا کردیم بهتر از آب روان... که همشون رو دوست می داریم و به دوستی با هاشون می بالیم.     قصه , یکی از راه های آموزش نکات و تجربیات خوب زندگی است و هر مادری برای فرزندش قصه های زیادی تعریف می کند که معمولا هر کدام یک نکته مثبت دارند و تفاوت شان در سطح اهمیت و ارزش نکاتی ست که در آن قصه گنجانده می شوند.جالب اینجاست که با اینکه ظاهرا قصه تکراری و به نوعی نصیحت غیر مستقیم است رادوینم علاقه بسیاری به آن دارد و خوب در ذهنش می ماند آ...
7 شهريور 1394